تبليغاتX
یه دنیا و یه دلشکسته

یه دنیا و یه دلشکسته



انتخاب وبلاگ برتر ماه

سلام دوستان برای امتیاز دادن به وبلاگ خودتون بروی لوگوی زیر

کلیک کنید


و رای خود را ثبت کنید

Top Blog


مسابقه وبلاگ برتر ماه

نوشته شده در جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 13:49 توسط هستی| |


کاش

اون لحظه ای که یکی ازت می پرسه" حالت چطوره؟


" و توجواب می دی " خوبم" ،


کسی باشه که محکم بغلت کنه


وآروم تو گوشت بگه:


                           " می دونم خوب نیستی"

نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 23:0 توسط هستی| |

دل من گم شده است


اگر پيدا شد


بسپاريد امانات رضا


و اگر از تپش افتاد دلم ،


ببريدش به ملاقات رضا


از رضا خواسته ام بگذارد كه غلامش بشوم


همه گفتند : محال است ولي ،


دلخوشم من به محالات رضا

نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 22:5 توسط هستی| |

هواي امشبم با فكرت خرابه


بدون تو خورشيد محاله بتابه


تو فانوس شبهاي بيداريم باش


نجاتم بده


واسه گريه كردن به پاي تو ديره


يه جوري شكستم كه گريه ات بگيره


همين امشب از حال من باخبر باش


نجاتم بده

نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 22:0 توسط هستی| |

خدایا!


تو می دانی که من


از میان همه نعمت های این جهان ،


آن چه را برگزیده ام


و دوست می دارم


تنهایی است

نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390ساعت 23:50 توسط هستی| |

حال دلم ابریست ...


اما باران نمیبارد!


بغض خاطراتت راه گلو را بسته ...!

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 20:22 توسط هستی| |

مرا در آغوش بگیر !!


سرم را


روی شانه ات بگذار


تا همه بدانند که


"همه چیز" زیر سر من است !!!

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 20:17 توسط هستی| |

این روزها زیادی ساکت شده ام


حرفهایم !!


نمیدانم چرا به جای گلو ، از چشمهایم بیرون می آیند


شده ام معادله چند مجهولی !!!


این روزها هیچ کس از هیچ راهی ...


مرا نمی فهمد!!!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 22:38 توسط هستی| |

ورق می زنم روزهای نبودنت را...


و هرچه پیش میروم نمی رسم به انتهایش ...


گرچه


 نمیدانم پایان انتظارم چیست!


این ورق زدن هایم تکرار همیشه نبودنت است یا مژدگانی


می خواهد برای آمدنت!!....


سیاهش کرده ام به امید آنکه روزگارم سفید حضور تو باشد.


ساعتهای خالی از حضور تو 


هر روز پر رنگتر میکند خلا نبودنت را!!! 


نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 22:22 توسط هستی| |

بی هیچ بهانه ای 


نبودنت را


شروعی برای باریدن اشک هایم می دانم.


دوران عادت به نبودنت


هر چند فریب بود


تمام شد.


حال به هر چه نشانی از تو دارد عیب می گیرم.


و طلب کارانه همه را مقصر نبودنت می دانم.

 

و با این همه


می دانم که این بهانه گیری ها مرا به هیچ می رساند. 


و جز اینکه تقصیراتم


به ظاهر بر گردن دیگری سنگینی کندهیچ ندارد برایم... 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 22:19 توسط هستی| |

خدای من کن تو آگاهم 



کشتی عمرم کی رسد ساحل

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 22:33 توسط هستی| |

دوباره آسمان این دل ابری شده


دوباره این چشمهای خسته بارانی شده


دلم گرفته مثل لحظه ی تلخ غروب!


مثل لحظه ی سوختن پروانه !


مثل لحظه ی شکستن یک قلب تنها...!


دوباره خورشید می رود و یک آسمان بی ستاره می آید



و دوباره این دل بهانه می گیرد


به کنار پنجره می روم!


نگاه به آسمان بی ستاره!


آسمانی دلگیرتر از این دل خسته!


یک شب سرد و بی روح!


سردتر از این وجود یخ زده!


خیلی دلم گرفته است!

نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 21:35 توسط هستی| |




به دل گفتم چرا با غم عجيني؟


چرا هر عصر جمعه،دل غميني؟


به ناگه اشك چشمم ناله سر داد



دلم از غصه اش فرياد سر داد


كه تو آخر نميداني،كسي هست



كه عهدي با دل هر عاشقي بست


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 19:51 توسط هستی| |




دلم يك كوچه مي خواهد !


بن بست ...


و باراني  نم نم ...


و يك خدا ، كه كمي با هم راه برويم !!!


همين ...!!!



نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 19:42 توسط هستی| |

مي پسندم پاييز را


كه معافم ميكند


از پنهان كردن


دردي كه در صدايم مي پيچد


اشكي كه در نگاهم مي چرخد


و همه گمان مي كنند سرما خورده ام ...!!!

نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 0:8 توسط هستی| |

دكتر علي شريعتي:


حسين بيشتر از آب تشنه لبيک بود


 اما افسوس كه به جای افكارش


زخمهای تنش را نشانمان دادند


و بزرگترين درد او را


بی آبی نامیدند.

نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 19:30 توسط هستی| |

خسته از آسمون، از زمین ،آدما


من تورو دارم اینجا فقط ای خدا


خسته از بغضي كه مونده باز تو گلوم


 دفتر زندگیم بسته شد ، ناتموم

نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 22:19 توسط هستی| |

Design By : Night Melody